کرمان، زيباي از ياد رفته
27 اسفند 1387
آنچه در پي ميآيد يادداشت دكتر فكوهي است كه در ويژهنامه نوروزي هفتهنامه استقامت كرمان چاپ شده است و در اين پايگاه بازنشر ميشود.
دعوت انجمن معلمان علوم اجتماعي استان کرمان فرصتي شد تا بار ديگر پس از نزديک به دو سال به اين شهر باز گردم و يادي از خاطرههاي گذشته و تصاوير بازمانده داشته باشم. کرمان را با همان ميراث فرهنگي انساني و تاريخي بازيافتم، با آنچه تغييري نکرده بود: مردم خونگرم، مهماننواز و دوست داشتني، آرام ، صبور و زحمتکش، متين و باوقار همچون کوير، ژرف و درخشتده، همچون آسمان پر ستارهي شبهاي روشن آن. کرمان را اما در ميراث غني و بازماندههاي فرهنگياش در حال ويران شدن يافتم،گويي زلزلهي بم و از ياد رفتنش، امواجي به اين شهر نيز سرايت کرده است: زيبايي رها شده به حال خويش، بناهاي تاريخي از سر در خانهها و بيمارستان نوريه و دانشگاه پيشين کرمان گرفته تا بسياري از خيابانها، فضاهاي عمومي که در غباري از فراموشي رها شدهاند، گويي نه کسي به فکر بازسازي عمران آنهاست و نه انديشهاي براي نگهداري و جلوگيري از ويران شدنشان درکار است.
و حالا اين پرسش مطرح است، چرا و چگونه است که سازمان ميراث فرهنگي و ساير نهادهاي مسوول، چنين گسترهاي از زيبايي و چنين گنجينهاي ازثروت ملي را که ميتواند منبعي بزرگ براي جلب ايرانگردان و جهان گردان باشد، از ياد بردهاندو بودجه و توجه ضروري را نسبت به اقدام براي ترميم خرابيها و نگه داري از اين ثروت انجام نميدهند؟ کرمان چيزي از يزد و کاشان و اصفهان و بسياري از ديگر شهرهايي که قطبهاي گردشگري کشور هستند؛ کم ندارد. انتظار من آن بود که شهر را آکنده از ايرانگردان و جهانگرداني ببينم که به تماشاي اين همه زيبايي و تاريخي چنين پربارآمده باشند، اما افسوس که شهر خالي بود و بناها از ياد رفته و هيچ اثري از تلاش و سرمايه گذاري براي ترميم و نگهداري از آنها مشاهده نميشد. اين همه مهماننوازي،گرمي و صميميت گويي پاسخ لازم را که بيشک بايد از نهادها و مسوولان ملي ريشه بگيرد ازآن خود نکرده، شايد اين ياداشت کوتاه، انگيزهاي ولو کوچک در آن راه ايجاد کند.