به ياد ياران
3 تیر 1388
1- روزهاي تلخ وسختي را پشت سر ميگذاريم ، نگراني ، بي اعتمادي و ترس سراپاي وجود بسياري را گرفته حتي مخالفين در اقليت اما پرقدرت هم چنينند كه اگر نبودند اين چنين در خيابانها ظاهر نمي شدند و شهر را شبيه پادگان نميكردند؛ سيستم اطلاع رساني را به كمترين حد خود محدود نمي كردند و بيگناهان بسياري را نميكشتند يا به زندان نميانداختند. چهميشود؟ سئوال بسياري از هموطنان است.اما كسي نميداند چه پاسخ بگويد .
2- در ميان دستگيرشدگان اخير ، بازهم روزنامهنگاران در صف اول بودند و بسياري از روزنامه نگاران طراز اول ميهن به جرمي نانوشته به مكاني نامعلوم برده شدهاند و كسي هم پاسخگو نيست. شايد بازهم ميخواهند داستان چمدانهاي پر از دلار را برايمان پيش بكشند.يا اصحاب رسانه اين مظنونين هميشگي را به طراحي اغتشاش متهم كنند. اما كسي به حمايت اين دوستان برنخواسته است. با دوست روزنامهنگاري صحبت ميكردم ، ميگفت : حتي امكان چاپ بيانيه اعتراض آميز انجمن صنفي را در روزنامه نداشتهاند. براي آزادي آنها چه بايد بكنيم.نميتوان نوشت و نه ميتوان به جايي تظلم خواهي كرد چه آنكه گوش شنوايي هم وجود ندارد . اميدوارم ميرحسين موسوي كه تاكنون پرتلاش و خوب ظاهر شده حداقل بيانيهاي درباره روزنامهنگاران زنداني دربند صادر كند. اين كمترين كار است.
به ياد ياري ، خوشا قطره اشكي ...